• اکبر اسکندري-شنبه,4 مهر 1394
    آنگاه که انسان بال شوق به سوی خانه دوست می گشاید و طوق عبودیت را به گردن می افکند، لنگان لنگان و با تواضع عازم کعبه دل ها می شود تا جام دل خویش را به نور باده برافروزد و تن را در کوثر زلال بندگی بشوید. در گذشته عزیمت به اماکن مقدّس و یا شهرها مشکلات فراوانی را برای مسافر ایجاد می کرد؛ اما عشق به معبود ازلی، در برابر ناملایمات و مشقّت ها تاب می آورد تا زنگار ملال را از دل ها بزداید. « من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم تو به یک جرعه ی دیگر ببری از دستم». یا « در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور».