ارسال شده توسط :

سیدحسن حسینی

منبع :

فصلنامه پیام ارسنجان

زمان ارسال :

یکشنبه,19 اردیبهشت 1395

آب و برق

برق رسانی به ارسنجان

تاریخچه ارسنجان

سر گذشت آب وبرق ارسنجان از زبان حاج سید حبیب حسینی

شاید این سؤال در ذهنتان نقش بسته باشد و بار ها از خودتان پرسیده باشید که شهر ارسنجان از کی برق دار شده است و چه کسانی در این راه قدم بر داشته اند ؟ خد مت جناب آقای حاج سید حبیب حسینی رسیده ایم تا پا سخ سؤال هایمان را از ایشان بشنویم .
پرتال جامع شهرستان ارسنجان:

 

حسینی : شاید کسی از مردم شهرستان ارسنجان نباشد که حاج سید حبیب حسینی فرزند آسید محمد نبی را نشناسد و با ایشان سر وکار نداشته باشد ، آن هم نه بعنوان پدر شهید والا مقامی چون سیدحسین حسینی  بودن و یا نه به دلیل تر بیت فرزندان صالح وخدومی چون آقایان دکتر سید وحید ، حاج سید سعید و آسید حمید حسینی .که بعنوان اوّلین شخصی که علی رغم سواد کم ، بعنوان متخصّص خبره ای درزمینه های برق ، آب و لوازم الکترو نیکی ، همواره یار و یاور مردم این سامان بوده اند و در این زمینه شاگردان زیادی تربیت کرده اند وتقدیم مردم خوب شهرستان نموده اند . حال ، پای صحبت ایشان می نشینیم تا ضمن معرّفی اجمالی خودشان ، نحوه ی ورود شان به عرصه ی برق و مکانیک را اززبان خودشان بشنویم .

حاج سید حبیب :  متولد سال1312 هستم . سال 1331 که نوزده ساله بودم درپادگان نیروی هوایی شیراز، مشغول خد مت سربازی شدم و علی رغم این که سواد خواندن ونوشتن نداشتم ، هوش خدا دادی و مسؤولیت پذیری ام باعث شد تا خیلی زود در دل فرماندهان جا باز کرده ، مسؤولیت آسایشگاه ، آشپز خانه ، انبار پوشاک ، بنزین ، مراسم صبحگاه وشامگاه و کارهای دیگری از این قبیل کار ها را به بنده بسپارند . در خلال این کارها به خواندن درس و یادگیری کار های تأ سیساتی نظیر سیم کشی برق و لوله کشی آب و مکانیک نیز پرداختم . درحین انجام این کارها با شخصی به نام مهندس « طاهباز» که باجناغ فرمانده مان بود آشنا شدم .

در آن زمان شهرداری ارسنجان افتتاح شد و ما که سرباز بودیم نیز از شنیدن آن خبر خوشحال شدیم . خد مت سر بازی ام که تمام شد ، سرهنگ محب پور و گروهبان موقّر گفتند: "تو نیروی خوبی هستی ، حیف است از اینجا بروی ، اگربمانی از تهران برایت تقاضای درجه ی گروهبان2ای می کنیم" بنده قبول نکردم وگفتم :"شغل آزاد را بیشتر دوست دارم" ، تشویقم کردند و بعد هم مبلغ پنجاه تومان جایزه ام دادند و مرخّصم کردند . مدّتی مشغول پیله وری بودم که اهالی ، هیأت مدیره ای انتخاب کردند و شرکت برق ارسنجان را تشکیل دادند . هیأت مدیره دست به کار شده بود ، ابتدا هزار برگه ی سهام هم فروخته بودند که قیمت هر سهم هم صد تومان بود ، دویست سهم ازآن هزار سهم را آقای خلیقی شهردار آن زمان برای شهرداری خریده بود و هشتصد سهم دیگرش متعلّق به مردم بود .مرحوم حاج علی اصغر حبیبیان که ریاست هیأت مدیره ی شر کت برق را به عهده داشت ، به شیراز رفته بود تا مهندسی جهت نصب وراه اندازی کارخانه پیدا کند که مهندس "طاهباز" را به ایشان معرّفی کرده بودند .

یک روز که تازه از پیله وری برگشته بودم ، حاج حبیبیان مش حبیب را به دنبالم فرستاد . ایشان آمد و گفت مهندس "طاهباز "آمده است وگفته است : " سید حبیب نامی در نیروی هوایی شیراز خدمت می کرده که در امور مربوط به برق وارد است و به درد کار من می خوره ، هر طور شده او را پیدا کنید و بیاورید . " خدمتشان رسیدم و پس از سلام و احوالپرسی ازم خواست تا درنصب وراه اندازی کارخانه ی برق کمکش کنم . »یه چایی خوردیم و سمت ساختمان نیرو گاه که روبه روی قبرستان ساخته شده بود به راه افتادیم ، مهندس "طاهباز " محل نصب موتور و اندازه ی فنداسیون را به من داد و گفت: "کلیه ی  هزینه ها به عهده ی حاج حبیبیان است و شما بعنوان متصدّی من در اینجا مشغول به کار می شوی ". بعد سوار ماشین قراضه اش شد و به شیراز رفت . فردای آن روز ، کارگربردم ، نقشه ی فنداسیون را ریختیم و دست به کار شدیم . پانزده روز بعد، آمد و وقتی فنداسیون را دید از کارم خوشش آمد ، ازم تشکّر کرد و ده تومان انعامم داد . خیالش که از بابت فنداسیون راحت شد ، به شیراز برگشت و یک دستگاه موتور بلاکستان 36 اسب تک سیلندر و ژنراتور 60 کیلو واتی با خودش آورد .

موتوررا به جر اثقالی که به تیر آهن زیر سقف موتور خانه آویزان بود ، بستیم و مشغول بالاکشیدنش شدیم . موتور که بالای فنداسیون قرار گرفت ، مهندس "طاهباز" از نرده بام بالا رفت تا موتوررا آهسته پایین بیاورد و روی فنداسیون قرار دهد که نا گهان زنجیر آن پاره شد ، مهندس هم سرعت عمل به خرج داد و قبل از سقوط و انهدام موتور زنجیر را به قلاب زد و موتوررا توی هوا نگاه داشت . امّا خودش سرخ وسیاه شد و از حال رفت ، ازنرده بام بالارفتم و پایینش آوردم . آبی به سر و صورتش زدم تا حالش جا آمد ودوباره از نرده بام بالارفت . با احتیاط موتوررا پا یین کشیدیم و روی فنداسیون قرار داد یم ، از آن پس ، بی وقفه کار کردیم و ظرف دو روز موتور را آماده ی کارنمودیم  .

حسینی :« چه کسانی پرسنل کارخانه بودند ؟

حاج سید حبیب :« کار خانه چهار نفر پرسنل داشت ،  مرحوم حاج سید فتحعلی ناظم السادات ، حسابدار شرکت ،  آقای سید محمد حسن زاهدی و مرحوم حاج سید محمود موسوی مسؤول موتور خانه و بنده هم مسؤولیت امور فنی از قبیل آماده سازی و روشن کردن موتور ، کنترل شبکه ، نصب کنتور و سیم کشی منازل را به عهده داشتم .

حسینی  :« آن زمان که هنوز سیستم برق پیشرفته ای جهت روشن کردن این گونه موتورها وجود نداشت و مردم مجبور بودند برای روشن کردن موتورهای کوچکتری مانند تلمبه های آب ، آسیاب و کامیون ها از وسیله ای به نام هندل استفاده کنند ، جنابعالی چگونه موتوری به آن قدرت را روشن می کردید؟

حاج سید حبیب :« آن زمان سیلندر«کپسول » بادی داشتیم که آن را با تلمبه دستی باد می کردیم ، بعد لنگر موتوررا می گرداندیم ، سرراه سیلندر قرار می دادیم وشیر سیلندرا باز می کردیم ، فشار هوا لنگر را می چرخاند وموتور را روشن می کرد .

حسینی :« یادم می آید که موتور صدای عظیم و گوش خراشی داشت و تا دور دست ها هم می شد تاق تاق آن را شنید ، دلیلش چه بود ؟

حاج سید حبیب :« چون لوله ی اگزوز مستقیماً به موتور وصل بود و خمره ای که باعث تخفیف صدا بشود سرراهش کار گذاشته نشده بود ، آن صدای نا هنجاررا از خود بیرون می داد .»    

حسینی :« سیم کشی شهر توسط چه کسانی انجام شد ؟»

 حاج سید حبیب :« نصب چوب و سیم کشی شهر هم توسّط شخصی به نام "حاج جلیل افشار" که اهل شیراز بود و زیر چهارراه مشیر مغازه داشت و بنده انجام شد ، آن زمان تمام خانه ها خشت وگلی بود و چیزی به نام خیابان نداشتیم . جاهایی که ساختمان بود، تکّه چوبی دردل دیوار کار می گذاشتیم و روی آن مقره نصب می کردیم ، جاهایی هم که دیوار نبود از چوب سپیدار بلندی استفاده می کردیم .  پس از سیم کشی شهر که یکسال و نیم به طول انجامید ، نوبت به فروش انشعاب ، نصب کنتور و سیم کشی منازل شد . قیمت هرانشعاب هفتاد تومان بود که بیشتر مردم توانایی خرید آن رانداشتند ، آبونمان هر انشعاب هم ماهانه هفت تومان بود .

ضمناً برق ارسنجان  درتاریخ 16/1/1336 وتوسّط استاندار وقت افتتاح شد . ابتدا به مسجد جامع و مدرسه ی سعیدیه کنتور و انشعاب دادیم ، بعد به سراغ منازل اعضای انجمن شهر ، آقایان : مرحوم محمّد خان ابراهیمی ، مرحوم حاج علی حسین اسکندری ، مرحوم حاج علی اصغر حبیبیان ،  حاج احمد آقا خادم الحسینی ، مرحوم حاج رحیم محمدی و مرحوم حاج ابو القاسم معظّم رفتیم  وبعد از آن به سراغ خانه ی اهالی رفتیم .

حسینی :« آن زمان چند درصد مردم شهر برق داشتند و کارخانه ، شبانه روزی چند ساعت روشن بود ؟»

حاج سید حبیب :« می شود گفت حدود یک سوّم مردم شهر از نعمت برق برخوردار بودند و بقیه از چراغ نفتی استفاده می کردند .

وامّا ساعات کار کارخانه ، معمولا در زمستان ها از ساعت 4 ، 5/4 عصر ، الی 11 شب و درتابستان ها ازساعت  5 ، 5/5 عصر ، الی 5/11 شب روشن بود . البته نیم ساعت قبل از خاموش کردن موتور یکبار چراغ می زدیم تا مردم برای خواب حاضر شوند ، بعد موتوررا خاموش می کردیم .

حسینی : و از آن زمان به بعد هم هر وقت برق خاموش می شد ،  بچّه ها شعار می دادند :    "چراغا خاموش شد            تقصیر سید حبیب شد "

به هر کس هم که بیش از اندازه بلند بود ، می گفتند : نگاش کن ، هزار ما شا الله  انگار سِت «نرده بام »ِ سید حبیب . 

خوب « این کارخانه ی پر سر و صدا تا چه سالی بر قرار بود و قدم های بعدی را چه کسانی برداشتند ؟

حاج سید حبیب :« قدم بعدی را مرحوم غلامحسین نعمت اللّهی ، شهردار ، برداشت ، درزمان مسؤولیت آقای نعمت اللهی قدم های مثبتی برداشته شد ، مرحوم غلامحسین تلاش کرد تا برق ارسنجان زیر نظر وزارت نیرو قرار گیرد و همین تلاش ها هم منجر به این شد تا دو موتور ndm به قدرت 100 و50 کیلووات به اینجا بدهند و سیم کشی شهر ، استاندارد شود .پس از آن هم به تدریج 6 موتوردیگر دادند و قدرت برق ارسنجان را به 300کیلو وات رساندند که شهر های سعادت آباد «سعادت شهر »، قادر آباد ، آباده طشک و بعضی از روستا های توابع را نیز زیر پوشش خود قرار داد .

.
نظرات و یادداشت ها
افزودن نظر جدید
نام و نام خانوادگی:
ایمیل:
متن پیام:



تصویر فوق را وارد کنید


3 کماندار استان فارس و از جمله یک بانوی ارسنجانی در رقابت‌های آزاد تیراندازی با کمان سنتی کشور حائز عناوین برتر شدند.
با حضور مسوولان وجمعی از نیکوکاران تامین سلامت شهرستان ارسنجان، بهره برداری از دستگاه شمارشگر سلول های خون در بیمارستان این شهرستان، برگزار شد.
فرمانده نیروی انتظامی ارسنجان از کشف ۲۶ هزار و ۵۰۰ لیتر سوخت قاچاق خبر داد.
مدیر یک شرکت صنایع غذایی در ارسنجان به علت دفع غیربهداشتی فاضلاب به تحمل ۳ ماه حبس تعزیری محکوم شد.
امام جمعه شهرستان ارسنجان ،در خطبه های نماز جمعه این هفته، از حضور پزشک در مصلی نماز جمعه ارسنجان ،خبر داد .